
قرآن در زندگی؛
سوره بقره؛ آیه ۵۸ تا ۶۱
وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ (۵۸)
و(به خاطر بياوريد) زمانى كه گفتيم: وارد اين قريه(بيت المقدّس) شويد و از (نعمتهاى فراوان) آن، هر چه مىخواهيد با گوارايى بخوريد و از درِ(معبد بيت المقدّس) سجدهكنان و خاشعانه وارد شويد و بگوييد: «حِطّة» (گناهان ما را بريز)، تا ما خطاهاى شما را ببخشيم و به نيكوكاران، پاداشى افزون خواهيم داد.
مراد از (قريه) در اين آيه، بيتالمقدس است. پس از چهل سال ماندن در بيابان تيه، بنىاسرائيل مأمور شد كه وارد شهر بيتالمقدس شده و به معبد درآيند و موقع داخل شدن به مسجد، كلمه مباركه (حِطَّةٌ) را بگويند. (حِطَّةٌ) به معناى ريزش گناهان و طلب عفو و اظهار توبه است.
در تفسير اطيبالبيان آمده است كه مراد از باب، دروازه شهر نيست، بلكه درب مسجد است كه الآن هم به نام (باب الحطة) معروف مىباشد و مراد از (سُجَّداً) نيز سجده شكر، بعد از ورود به مسجد است.
پیامها:
براى ورود به مكانهاى مقدس، احترام مخصوص لازم است.
فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ (۵۹)
امّا ستمگران(آن سخن را) به سخن ديگرى غير از آنچه به ايشان گفته شده بود، تبديل كردند(و به جاى حطّه، به عنوان مسخره گفتند: حنطه، يعنى گندم) پس ما بر آن ستمكاران به سزاى گناهى كه مرتكب مىشدند، عذابى از آسمان فرو فرستاديم.
وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ (۶۰)
و(بخاطر بياور) زمانى كه موسى براى قوم خويش طلب آب كرد، به او گفتيم: عصاى خود را به سنگ بزن، ناگاه دوازده چشمه آب از آن بشكافت و جوشيد، (بطورى كه) هر يك از افراد(طوائف دوازدهگانه بنى اسرائيل) آبشخور خود را شناخت. (گفتيم:) از روزى الهى بخوريد و بياشاميد و در زمين، تبهكارانه فساد نكنيد!
پيامها:
۱. انبيا، در فكر تأمين نيازهاى مادى مردم نيز هستند. (إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ)
۲. همه چيز، حتى آب خوردن را از خداوند بخواهيم. (اسْتَسْقى)
۳. قوانين طبيعت، محكوم اراده خداوند است. (اضْرِبْ) (فَانْفَجَرَتْ) خداوند هم سببساز و هم سببسوز است. با يك عصا و از دست يك نفر، يك بار آب را مىخشكاند و يك بار آب را جارى مىسازد.
۴. بهرهگيرى از نعمتهاى الهى، نبايد زمينهساز فساد باشد. (كُلُوا) (وَ لا تَعْثَوْا)
وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَكُمْ ما سَأَلْتُمْ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ (۶۱)
و(نيز بخاطر آوريد) زمانى كه گفتيد: اى موسى، ما هرگز يك نوع غذا را تحمل نمىكنيم، پس پروردگارت را بخوان تا از آنچه(به طور طبيعى از) زمين مىروياند، از سبزى و خيار و سير و عدس و پيازش، براى ما(نيز) بروياند.
موسى گفت: آيا(غذاى) پستتر را بجاى نعمت بهتر مىخواهيد؟ (اكنون كه چنين است بكوشيد از اين بيابان خارج شده و) وارد شهر شويد، كه هر چه خواستيد براى شما فراهم است. پس(مُهر) ذلت و درماندگى، بر آنها زده شد و(مجدداً) گرفتار غضب پروردگار شدند. اين بدان جهت بود كه آنها به آيات الهى كفر مىورزيدند و پيامبران را به ناحق مىكشتند، و اين به سبب آن بود كه آنان گنهكار و سركش و متجاوز بودند.
نكتهها:
بنى اسرائيل به جاى شكرگزارى از نعمتهاى(من و سلوى)، به فكر زيادهخواهى و تنوعطلبى افتاده و از غذاهاى زمينى خواستند و براى نمونه، تعدادى از آنها مانند: سبزى، خيار، پياز و سير را نام بردند. حضرت موسى در برابر اين درخواستها، ضمن تأسّف از اينكه آنها نعمتهاى نيكو و بهتر را با نعمتهاى ساده عوض مىكنند، به آنها گفت: اگر بناى كاميابى از اينها را داريد، بايد به شهر رفته و با دشمنانتان بجنگيد، شما از يك سو حال جهاد نداريد و از طرف ديگر تمام امتيازات شهرنشينى را مىخواهيد.
خداوند خبر مىدهد كه اين قوم با چنين ويژگىها و خصوصيات، به ذلت و خوارى افتاده و گرفتار قهر و غضب الهى خواهند شد.
تنوّع طلبى و افزونخواهى، دامى براى اسير شدن انسانهاست. استعمارگران نيز از همين خصيصه مردم، براى لباس، مسكن، مركب و تجملات استفاده كرده و مردم را به اسارت مىكشند.
پيامها:
۱. شكمپرستى، عامل هبوط و سقوط انسانهاست.(لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ» «اهْبِطُوا)
۲. رفاهطلبى، زمينه ذلت و خوارى است.(لَنْ نَصْبِرَ) (ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ)
۳. بىادبى در گفتگو، نشانه روحيه سركش و طغيانگر است. آنها مىتوانستند بجاى (لَنْ نَصْبِرَ) هرگز صبر نمىكنيم، بگويند: يكنواختى غذا براى ما سنگين شده است. و يا بجاى(فَادْعُ لَنا رَبَّكَ)، بگويند: (فادع لنا ربنا)
۴. بنىاسرائيل، نژاد پرتوقع و افزونطلب هستند. (فَادْعُ لَنا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنا)
۵. بيان خواستههاى جزيى، نشانه شدت وابستگى و حقارت طبع است. (بقل، قثاء، فوم، عدس و بصل)
۶. راضى بودن به آنچه خداوند خواسته و صبر بر آن، تأمين كننده خير و مصلحت واقعى انسان است. (أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ)
۷. شهرنشينى و داشتن همه نوع امكانات، نشانهى رشد و تكامل نيست، بلكه گاهى مايهى سقوط و هبوط است. (اهْبِطُوا مِصْراً)
انتهای خبر/